تبليغاتX
¸¸.•*´`*•.¸تنها آرامش.¸¸.•*´`*•..¸¸

¸¸.•*´`*•.¸تنها آرامش.¸¸.•*´`*•..¸¸

هيچ وقت با وبلاگايي كه مثل تقويم عمل ميكنن ميونه ي خوبي نداشم .اونايي كه آپهاشون رو با مناسبتهاي تاريخي و مذهبي تنظيم ميكنن و جز اين حرفي براي گفتن ندارن .ميبينيد حالا خودم هم مدتيه همينجوري شدم حتي بدتر !

ولي همين جا قول ميدم يه شعر حالا خوب رو نميتونم تضمين كنم يه شعر ديگه !بسرايم و تقديم كنم

حالا فعلا كريسمسِ عيد شما مبارك ...

 

نوشته شده در جمعه نهم دی 1390ساعت توسط نیوشا| |

عکس%عکس داغ%سایت عکس%

تفديم به همه چه حاضرين چه غايبين

نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت توسط نیوشا| |

 
چه اشکال داره
 
 
سوسکه را کشتم جنازشو ورداشتم ببرم بندازم بیرون. همسرم بین راه نگاه میکنه میگه کشتیش؟ میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو دستشویی خوابش برده بود دارم میبرمش تو رختخوابش بخو ابه
پسره اومده خواستگاریم میگم من الان می خوام درس بخونم می گه یعنی چند سال دیگه می خوای ازدواج کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ 10 دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه
یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین. دوستم میگه : معتاده؟! میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه
جلو توالت عمومی… آقاهه میگه ببخشید شما هم تو صف توالت وایسادین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ ما سوسکیم اومدیم عید دیدنی
رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟!!! پـَـَـ نــه پـَـَــــ سه راه آذری، دربست
نصفه شب یکی از بالا درمون پرید تو حیاط داداشم گفت علی دزده؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ "زوروِ " داره از دست گروهبان گارسیا در میره
با ماشین افتادیم ته دره یارو میگه زنگ بزنم آمبولانس بیاد؟ میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه مشکل درون خانوادست خودمون حلش می کنیم
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت توسط نیوشا|

Design By : Night Melody